بسم رب الشهدا و الصدیقین
با درود و سلام به امام امت و با درود و سلام به تمامی خانواده های شهدا شهدای انقلاب و با درود و سلام به تمامی رزمندگان اسلام و با درود و سلام بهشهدا از صدر اسلام تا به انقلاب اسلامی ایران و با درود و سلام به تمامی خلقهای محروم جهان وصیت نامه ام را انجام آغاز می نمایم.
اینک که در این راه قرار گرفتم می دانم که زندگی در راه اسلام خدمتی نداشته شاید مرگ و آن هم شهادت در رکاب خمینی خدمت به اسلام و امت اسلامی باشد. در طول زندگی کوتاه همواره کوششم این بود که از رزائل اخلاقی که انسان را به پرتگاه سقوط می کشاند دور باشم در حیات چندین ساله ام از تهمت و دروغ و حد و ظلم و دیگر رزائل برحذر باشم خدایا خودت شاهدی که هیچگاه برای منافع گروهی و به نفع کسی شعار نداده ام و می خواستم همواره در خود احساس کنم که مورد لطف اولیای الهی هستم همواره در نظرم این بوده است که خشنودی خداوند را به دست آورم و یک لحظه نخواستم کوچکترین تمایلی به این دنیای پست و پوچ نشان بدهم خدایا خودت می دانی که رفتن به جبهه قرار گرفتن در این راه را وظیفه شرعی خود می دانم حال ای امام ای روح روان امت اسلام ای حبیب خدا و ای مبارز همانند حسین (ع) ای خمینی کبیر بخدا قسم در حالی کشته می شوم که در دل عشق تو را دارم تو را بخاطر اینکه بنده خدائی و بخاطر اینکه نجات دهنده اسلام از دست مستکبرین تشکیل دهنده جمهوری اسلامی می دانم این را به تمامی دنیا اعلام می کنم که امروز مخالفت با امام خمینی مخالفت با امام زمان (عج) است اولین وصیتم را به پدر بزرگوارم بعد از شهادتم هیچگونه ناراحتی در دل خود راه ندهی و اگر خواستی گریه بکنی گریه را برای امام حسین (ع) بکن نه برای من و امیدوارم که بعد از شهادتم لباس سیاه به تن نپوشی و باید خوشحال باشی که فرزندت را در راه اسلام به فیض شهادت نائل آمد و جواب تبریک مردم را با شادی و خنده بده و در آخر باید مرا ببخشی که مزاحمتان شدم و نتوانستم زحمات شما را جبران کنم دوم که وصیتم به مادرم، مادر عزیزم مادرجان نمی دانم که موقع خبر شهادت فرزندت چه حالی خواهی داشت ولی همین قدر را می دانم که خیلی خدا را شکر خواهی کرد که فرزندت را در راه اسلام داده ای راستی نکند که گریه کنی انشاءالله که گریه نمی کنی لباس سیاه به تن نپوشید جواب تبریک مردم را با چهره خندان و پر از امید بده به مردم با برخوردهایت روحیه بده هر وقت خواستی گریه کنی برای سالار شهیدان حسین بن علی (ع) گریه کن مادر مهربانم هر وقت غم عالم دلت را فرا گرفت بیا بر سر مزارم دلت را خالی کن شبهای جمعه حتمی بر سر قبرم با یک شمع بیا چا که شهدا همچون شمع آگاهانه و و عالمانه می سوزد و دیگران را به خودش فرا می خواند مادرم می دانم که می خواستی دامادم کنی ولی من به روزی تو و خودم رسیدم و داماد شدم عروسم اسلحه بود و سنگر حجله گاه دامادیم و امیدوارم که ای این بابت ناراحت نباشی سومین وصیتم به برادرانم این است که اسلحه مرا بگیرند و بر علیه ظالمان و خوانخواران ظالم بجنگند و راهم را ادامه بدهند و در آخر به تمامی خواهران پدر و مادر و برادرانم یک التماس دعا دارم که سعی کنند نمازها و روزهای قضای مرا تا حدی که می توانند بجا آورند و در آخر از شما تمامی امت حزب الله که لطف کردید در تشییع جنازه بنده شرکت کردید اظهار تشکر می کنم.
دوست دارم شمع باشم در دل شبها بسوزم روشنی بخشم میان جمع خود تنها بودم
شمع بزم محفل شاهان سودی ندارد ای خوش آن شمعی که روشن می کند ویرانه ای
مرگ بر آمریکا
64/11/22
باب الله ابراهیمی




















